ابن سعد ( مترجم : محمود مهدوى دامغانى )
297
الطبقات الكبرى ( فارسي )
( 1 ) * چون رسول خدا ( ص ) رحلت فرمود ، على ( ع ) فرمود منادى ندا دهد هر كس كه پيامبر ( ص ) او را وعدهيى داده است يا رسول خدا ( ص ) به دو وامىدارد ، پيش من آيد . و همه ساله روز عيد قربان ، كنار گردنهء منى ، كسى چنين ندا مىداد . از پس رحلت علىّ ( ع ) حسن بن علىّ ( ع ) چنين مىفرمود و انجام مىشد و از پس ايشان ، حسين بن علىّ ( ع ) چنين مىكرد و از پس شهادت او ديگر چنين نشد ، سلام و رضوان خداوند بر همهء آنان باد . ابن ابو عون گويد : هر كس از خلق خدا كه نزد على ( ع ) مىآمد و ادعا مىكرد ، چه بر باطل و چه بر حق ، مدّعاى او را بر مىآورد . آنان كه پيامبر ( ص ) را مرثيه گفتند [ 1 ] محمد بن عمر [ واقدى ] از قول رجال ( روائى ) خود گويد كه * ابو بكر صدّيق رسول خدا ( ص ) را چنين مرثيه گفت : يا عين فابكى و لا تسأمى * و حقّ البكاء على السّيّد اى چشم من ، بگرى و خسته مشو و گريستن شايسته و بحقّ است بر آن بزرگوار على خير خندف عند البلا * ء أمسى يغيّب فى الملحد بر برترين خاندان مضر كه به هنگام گرفتاريها در گور پنهان شد فصلّى المليك ولىّ العباد * و ربّ البلاد على أحمد بر احمد درود فرستد پروردگار بزرگ كه ولىّ همه بندگان و خداوندگار جمله سرزمينهاست فكيف الحياة لفقد الحبيب * و زين المعاشر فى المشهد چگونه است زندگى پس از فقدان محبوبى كه به هنگام ديدار مايهء زيور انجمنها بود ؟ فليت الممات لنا كلّنا * و كنّا جميعا مع المهتدى اى كاش مرگ همه ما فرا رسيده بود و همگان با راهنماى خود بوديم . واقدى گويد * و نيز چنين گفته است ابو بكر صدّيق : لمّا رأيت نبيّنا متجدّلا * ضاقت علىّ بعرضهنّ الدّور
--> [ 1 ] . در هيچ يك از كتابهاى سيره تا قرن سوم كه در دسترس اين بنده بود ، اين مقدار مرثيه ضبط نشده است و اين از اختصاصات طبقات است . - م .